گفتمان حقوق در نگاه کلّی با پیچیدگی های گرامری، نشانه گذاری، واژگانی و نگارشی معرفی شده است. زمانیکه به زبان حقوقی در سطح فراجمله ای می نگریم در حقیقت به سطح گفتمان آن می پردازیم. این گفتمان تخصصی به زبان مورد استفاده در امور حرفه ای و سازمانی می پردازد و مشخصه بارز آن گونه های متفاوت واژگانی آن است. زبان بین وکیل و موکل و یا دو وکیل، زبان دادگاه (که بیشتر آن شفاهی است)، زبان گزارشهای حقوقی و متون آکادمیک حقوقی، زبان اسناد حقوقی و امثالهم محصول واژگان حقوقی هستند. دیگر مشخصه گفتمان حقوق استفاده از لغات و عبارات غیرمصطلح است که در متون حقوقی اعم از مصوبات مجالس کشورها، ضمانت نامه ها، معاهدات و تفاهم نامه ها دیده می شود. زبان حقوقی به طور وسیعی از زبان و اصطلاحات فرمولیک استفاده می کند. علّت وجود مشکل در  خواندن و درک مفاهیم حقوقی تا اندازه ای به کارکرد اجتماعی-کنترلی این رشته بستگی دارد. نحو متون حقوقی از نظر ساختار و ترتیب عناصر اصلی جمله منحصر بفرد می باشند. ملینکوف معتقد است که یکی از دلایل استفاده از زبان فرانسه در متون حقوقی بکارگیری از یک زبان مخفی برای صیانت از انحصار حرفه ای بود (مالی 1994:12). تیرسما (2001:75) می گوید که دوران انگلوساکسون زبان حقوقی کاملا شفاهی بود. در آن زمان، متون مکتوب استشهادی شفاهی از مدارک موثر حقوقی بودند. برای مثال، در ثبت سند ازدواج، زبان شفاهی کماکان نقش اصلی را دارد. بدین صورت که زوجین ابتدا به صورت شفاهی رضایت خود را نسبت به جاری شدن عقد ابراز و اعلام می کنند و سپس این رضایت به صورت مکتوب در می آید. وصیت نامه ها نیز به نوعی در ابتدا به طور شفاهی بیان می شوند و سپس به حالت مکتوب در می آیند. رسید خرید نیز که یک نوع قرارداد قلمداد می شود در واقع مدرک مکتوبی از یک قرارداد شفاهی است که پیش از آن انجام شده است. برخی از مشکلات حقوقی در فاصله تبدیل توافق شفاهی به متن ایجاد می شود. برای مثال، مسئولیتهایی که در هنگام خرید و فروش یا وکالت در دفاتر اسناد رسمی به صورت شفاهی مورد تائید ارباب رجوع قرار می گیرد به دور از واقعیتی است که بر عهده وی گذاشته می شود ولی افراد بدلایلی چون تظاهر به درک زبان اسناد آن را امضاء می کنند. به دلیل نیاز به وجود مبانی مستدل برای تصمیم گیری ها و مسئولیت های حقوقی، گفتمان حقوق نیازمند شفافیت، وضوح، صراحت و دقت بیشتر است.